
بیانات آقا در سومین نشست اندیشه های راهبردی حاوی مطالب خیلی مهمی بود.قسمتی که خیلی توجه من رو جلب کرد این بود:
حتماً بايستى بر روى كار زنهاى خانهدار ارزشگذارى ويژه بشود. بعضى ميتوانستند بروند كار بگيرند، بعضى ميتوانستند تحصيلات عاليه بكنند، بعضى تحصيلات عاليه هم داشتند - من ديدم زنانى را از اين قبيل - گفتند ما ميخواهيم اين بچه را بزرگ كنيم، خوب تربيت كنيم، نرفتيم كار بگيريم. زن نرفته كار بگيرد، آن كار هم زمين نمانده؛ آن ده نفر ديگر رفتند آن كار را گرفتند. بايد از اينجور زنى قدردانى شود. در بياناتى كه حضرات فرمودند، اين بود كه مثلاً بيمههائى براى اينها در نظر گرفته شود. بله، تأمين اقتصادىشان، بيمهشان، بقيهى چيزهائى كه لازم است، بايد در نظر گرفته شود.
خیلی برای من باعث خوشحالی بود که این کلام رو از زبان آقا شنیدم و اینکه ایشون بر خلاف سایرین اینقدر برای کسانی که تربیت بچه شون رو به همه چیز ترجیح میدن ارزش قائل شدن و این فداکاری اون ها رو شاسته بهترین تقدیر میدونن.این حرفیه که خود من به خیلی از دوستام میگم.دوستانی که ازدواج کردند و به جای اینکه جوانی و طراوت خودشون رو صرف مادر شدن بکنن دارن اونو به پای درس و جزوه میریزن.البته چیزی که مسلم هست اینکه زن خانه دار مطلوب زنی نیست که از صبح تا ظهر تو آشپز خونه باشه بعد از ظهر هم توی بازار شب هم پای تلویزیون!! شاید برای همینه که خیلی از دخترای تحصیل کرده امروزی میترسن اسم زن خانه دار رو رو خودشون بزارن.
ولی حقیقت امر اینه که زنی که بتونه همسری خوب و مادری نمونه باشه و نسلی پاک و صالح تحویل جامعه بده هیچ وقت باکسی که حتی مدیر فلان اداره شده قابل قیاس نیست.ناراحتی من وقتی شدیدتر میشه که خلاف این نظر رو از زبون دوستان سوپر حزب اللهی خودم می شنوم.با توجیهات کاملا حزب اللهی.
وقتی من تازه دختر دار شده بودم یکی از دوستام نشست کنارم و با تاسف گفت:فلانی همین.اون همه حرفی که میزدی.شعار هایی که میدادی همین شد؟دیگه نمیخوای درس بخونی یا فعالیتی بکنی؟خیلی راحت گفتم:نه!
تعجبش بیشتر شد و گفت:آقا اینقدر دارن میگن جهاد علمی جهاد علمی.تو باید علمت رو ادامه بدی و به حرف آقا گوش کنی!
جواب من به این دوستم خیلی ساده بود.آقا برا هر قشری وظیفه ای معین کردند. یه عده جهاد علمی کنن و من هم هم به عنوان یک زن مادریمو به بهترین شکل انجام بدم.
شاهدم هم این سخن آقاست:
از جمله وظایفی که بر عهده زنان در داخل خانه و خانواده است مساله تربیت فرزند است.زنانی که به خاطر فعالیت های خارج از خانواده از آوردن فرزند استنکاف میکنند بر خلاف طبیعت بشری و زنانه خود اقدام میکنند و خداوند به این راضی نیست.
بیانات در جمع زنان خوزستان ۷۵.۱۲.۲۰
مطلب امروز رو تقدیم به همه زنانی میکنم که دنبال وظیفه اصلی خودشون میگردن!
متاسفانه امروزه با توجه به نوع تغذيه ي غلطي كه رايج هست اكثر مردم مخصوصا خانم ها مجبور ميشن از قرص هاي تقويتي استفاده كنن.من هم چند وقتي بود به دليلي مجبور شدم از قرص هاي تقويتي وارداتي استفاده كنم. تا اينكه يكي از قوام از كه آمريكا اومده بود گفت هيچ قرصي رو نتونسته پيدا كنه كه كاملا حلال باشه.من بهش گفتم كه چند وقتيه از اين قرص ها ميخورم بعد از يه جست و جو و تماس با كارخونه سازنده بهم گفت كه تو اين قرص از ژلاتين استفاده ميشه و اون ها ژلاتين هاشون رو از گوشت خوك ميگيرن.اينم متن ايميل كارخونه :
:....Dear
We recently received your e-mail regarding Nature Made Multivitamin. We appreciate your question concerning the source of gelatin in our products.
Our Nature Made products are not specified as vegan or vegetarian. The Multivitamins contains gelatin, which is derived from pork.
The gelatin that we use in our products is derived from a porcine (pork) source and is bovine (beef) free. If you have any additional questions, please let us know.
We thank you for contacting us and hope that you will continue to use and enjoy Nature Made products with complete confidence.
Sincerely,
Hazel W.
Consumer Affairs Representative
Pharmavite, LLC
HW:200055483-11
اين طور كه آشناي ما ميگفت تو همه ي قرص هاي تقويتي از اين ماده استفاده ميشه.حالا سوال من اينجاس كه آيا مسولين وزارت بهداشت از اين قضيه خبر ندارن؟يا نميدونن تو اين قرص ها چي ميرزن؟يا اينكه ميگن چون مال درمانه طوري نيس؟!!!
لطفا اين مطلب رو به همه مخصوصا خانم ها اطلاع رساني كنين.انشالله روزي بياد كه همه اجناس در بازار مسلمين پاك و حلال باشه.
راستي اينم عكس قرص منه:

ميرزا حسيني معتقد است هر ابزاري که بتواند تحريک کننده جنسي باشد، بايد دور از دسترس فرزندان باشد زيرا ميل جنسي در انسان بيشتر تحت تاثير تحريکات محيطي است.
حسن ميرزا حسيني، روانشناس و مدرس دانشگاه در خصوص عوامل موثر بر بلوغ زودرس به خبرنگار اجتماعي برنا گفت: آنچه که از بُعد روانشناسي بلوغ مطرح است، جنبه ژنتيکي است که بلوغ تحت تاثير ژنتيک قرار دارد و يا به خاطر ژن و استعداد خانوادگي تحت تاثير بلوغ قرار مي گيرد و سن بلوغ در اين افراد زودتر از ديگران است. علاوه بر مسايل ژنتيکي و زمينه هاي خانوادگي، محرک هايي که در جامعه وجود دارد يکي از عوامل موثر در بلوغ زودرس در دختران و پسران است.
وي گفت: اين تحريکات بيشتر از طريق کانال هاي ماهواره اي و رسانه ها و بلوتوث هايي که در گوشي هاي موبايل و عکس هاي تحريک کننده اي که مشاهده مي شود، مي تواند باعث بلوغ زودرس شده و از نظر جنسي کودکان را دچار رشد جنسي زودرس کند.
اين روانشناس در ادامه در خصوص آسيب هايي که بلوغ زودرس به همراه دارد، توضيح داد: فرد قبل از اينکه به لحاظ شناختي و عاطفي از نظر اجتماعي به پختگي لازم و بلوغ برسد و هنوز از نظر هوشي و رشد شخصيتي در سطح کودکي باقي مانده، ممکن است از نظر جنسي به سطح نوجواني برسد، دچار بلوغ شود و همين امر موجب آسيب هاي زيادي شده و باعث درگير شدن يک سري انحرافات اخلاقي مي شود.
وي با اشاره به چگونگي کاهش اينگونه مسايل به عنوان راهکار، خاطر نشان کرد: در صورتيکه تحريکات محيطي را کاهش دهيم، مي توانيم در کاهش اين مساله نيز موثر باشيم. والدين بايد کنترل کنند که فرزندان تا به بلوغ فکري نرسيده اند، از هرگونه بلوغ جنسي دور باشند. شبکه هاي ماهواره اي و فيلم ها بايد تحت کنترل والدين قرار گيرد.
وي اضافه کرد: هر ابزاري که بتواند تحريک کننده جنسي باشد و بيشتر جنبه بصري دارد، بايد دور از دسترس فرزندان باشد زيرا ميل جنسي در انسان بيشتر تحت تاثير تحريکات محيطي است، اگر چه تغذيه و عوامل طبيعي در اين خصوص بي تاثير نيست، اما اگر کودکان از تحريکات دور باشند، اين ميل به تاخير خواهد افتاد.
اين مدرس دانشگاه در خصوص نحوه پاسخگويي به سوالات کودکان در مورد مساله جنسيت، اظهار داشت: هويت جنسي کودکان تقريباً از سن 3 سالگي شکل مي گيرد و کودک 3ساله تفاوت خود را با جنس مخالف متوجه مي شود و از همان سن نقش هاي جنسي آغاز مي شود. يعني يک دختر بچه ياد مي گيرد که مطابق خانم ها عمل کند و از رفتار مادر الگوبرداري و تقليد کند و يک پسر بچه نيز ياد مي گيرد از طريق تقليد کردن رفتار پدر نقش هاي مردانه ايفا کند و از همين سنين هم ممکن است سوالاتي در ذهن آنها شکل بگيرد.
ميرزا حسيني همچنين خاطر نشان کرد: با توجه به اين آموزه ها آنچه که مي تواند مشکل ساز باشد و بايد از آنها حيا داشت، تحريکاتي است که از طريق فيلم ها و عکس هاي مستهجن در اختيار کودکان قرار مي گيرد و والدين بايد مجلات، سي دي ها و فيلم هايي را که ممکن است براي فرزندان مشکلات اين چنيني بوجود آورد، از دسترس آنها دور نگه دارند.
http://www.bornanews.ir/Pages/News-79919.aspx
لازم دیدم به مطلب بالا نظر خودم رو هم اضافه کنم که یکی از مهم ترین علل بلوغ زود رس و در گیری های جنسی کودکان رفتار پدر و مادر هست.بنابر این والدین خیلی باید مواظب رفتار ها و گفتار های عاشقانه جلو کودکان باشند.به طوری که جلوی کودک به هم ابراز محبت بکنید،با احترام و محبت با هم صحبت کنید ولی به دور از هر گونه رفتار شهوانی!و مادران محترم حدود پوشش رو جلو کودکان بالای شش سال حتما باید رعات کنند. هر لباسی که برهنه باشه و یا تنگ و چسبون باشه میتونه عامل انحراف فرزند دلبند شما بشه.برای مطالعه بیشتر در این مورد به کتاب نسیم مهر،نوشته استاد دهنوی مراجعه کنید.
از سخنان مقام معظم رهبري در سومين نشست انديشه هاي راهبردي

چند روز پیش مسابقات تیر اندازی با کمان آسیا به سلامتی در تهران به پایان رسید.ولی چیزی که هرگز از ذهن ملت ایران پاک نمی شود وضعیت زننده حجاب زنان در این مسابقات بود.
واقعا اگر ما نخواهیم این طور مسابقات بین المللی در کشورمان برگزار شود چه کسیو باید ببینیم؟! چرا مسولان از قبل فکری به حال این قضیه نکرده بودند.یا اصلا این ها که میدانستند این قدر با این قهرمانان محترم رودر بایستی دارن و نمیتونن بشون بگن حجاب خودتون رو درس رعایت کنین برا چی همچین مسابقاتی رو در کشور برگزار کردند؟
واقعا برگزاری این طور مسابقات برای کشور چقدر امتیاز داره که باید به خاطرش دین و ایمان مردم به بازی گرفته بشه؟
از همه این فجایع که بگذریم عجیب تر برای من سکوت رسانه ها و مسولان در برابر این حرمت شکنی بود.چرا هیچ کس صداش در نمی آد و مسولان مربوط رو توبیخ نمیکنین؟
این توضیح رو هم برای کسایی که شاید حدود حجاب رو نمیدونن لازم دیدم اضافه کنم که حجاب فقط پوشاندن مو نیس بلکه پوشاندن گردن چانه و برآمدگی های بدن زنان هم جز حجاب محسوب میشه.پس یه کلاه که زنان تو این مسابقات سرشون گذاشتن و فقط مغز سرشون رو پوشش میده نمیتونه جای حجاب رو بگیره!!!!!!!
اکثر جر و بحثهايي که بين زن و شوهر اتفاق ميافتد، در واقع به دليل عدم آشنايي با مهارتهاي ارتباطي است.
به گزارش خبرنگار «نيمرخ» برنا، برخي افراد براي حل اختلافهاي خود به جدال و بگومگو رو مي آورند که منجر به بحثهاي کلامي شديد بين آنها ميشود و اين بحثهاي کلامي به سمت فحش و بدگويي، ناسزا، توهين وافتراء رفته و هميشه يکي از افراد سعي ميکند خود را حق به جانب جلوه داده و طرف مقابل را تخريب کند.
در اين روش فرد فکر ميکند با تخريب شخصيت، به طرف مقابلش ميتواند غلبه پيدا کند. در نتيجه اختلافات آنها به سمتي سوق پيدا ميکند که جدال براي آنها، حکم جنگ داشته و بايد يکي از آنها پيروز ميدان شود تا آرام شود.
1.جر و بحث با «گفتوگو» فرق دارد
زن و شوهر بايد در زندگي مشترک مدام «گفتوگو» داشته باشند. افکار و احساساتشان را با همديگر در ميان گذاشته و اگر دلخوري بين آنها بوجود ميآيد با همديگر مطرح کنند.
زوجها بايد شرايط گفتوگوي سالم را ايجاد و مهارتهاي مذاکره کردن را در نظر بگيرند و در حين گفتوگو احساسات و افکار طرف مقابل را درک کنند، اين راه ميتواند جلوي بسياري از مشکلات را گرفته و مانع اين ميشود که مذاکرات و گفتوگوي آنها به دعوا و افتراء و بدگويي کشيده نشود.
2.زن و شوهر بايد به "مهارتهاي ارتباطي " مسلط باشند
اگر زوجين به «مهارتهاي ارتباطي» آشنا نباشند و بخواهند اختلافاتشان را طبق جدال لفظي حل کنند، اين کار باعث خرد شدن شخصيت، بياحترامي، تجاوز به حريم شخصي طرفين ميشود. در اين صورت کينه و نفرت در دل زوجين باقي مانده و احساسات منفي درون آنها تشديد شده و در نهايت آن عشق، عاطفه و احساس مثبتي که به هم دارند، از بين رفته و باعث ميشود به سمت طلاق و جدايي پيش روند.
در نهايت توصيهاي که در اينجا به زوجين مي شود، اين است که زوجين بايد به مهارتهاي ارتباطي آگاه و در کارگاههاي آموزشي، اين رفتارها و مهارتهاي ارتباطي را به خوبي ياد بگيرند. البته مهارتهاي ارتباطي بيشتر«مهارتهاي بين فردي» است.
3.زوجها بايد شنونده خوبي براي همديگر باشند
يکي از راهکارهاي ديگر براي جلوگيري از جدال و جرو بحث در بين زوجها اين است که زوجين قبل از هر چيزي بايد شنونده خوبي براي همديگر باشند. زن و شوهر بايد سعي کنند، اگر طرف مقابل حتي با عصبانيت مشکل خود را ابراز ميکند، او را آرام کرده و شنونده خوبي براي خواستهها و مشکلات او باشد.
بايد صحبتهاي او را گوش کرده و احساساتش را درک و از زاويه ديد آن ببيند و خود را جاي او بگذارد. در واقع با اين روش به طرف مقابل نشان ميدهند که متوجه منظور او شده که عصبانيت او از چه چيزي است. در واقع با اين کار به طرف مقابل اين پيام را رساندهايد که من، تو را درک کردهام، بعد نقطه نظرات خود را مطرح ميکنيد؛ زيرا با اين روش شفافتر منظورتان را به هم ميرسانيد.
اين روش باعث ميشود که خيلي از مسايل روشن شود و جلوي اختلاف نظرها را گرفت.
4.فضا را براي "گفتوگو" بازکنيم
خيلي از افراد در اين طور مسايل زود عصباني شده و نميتوانند احساسات خود را درست مطرح کنند. اين افراد به جاي اينکه افکارشان را بيرون بريزند، احساسات منفي خود را بروز داده و با حالت انفجار تنفرشان را ابراز ميکنند. در اين روش باعث ميشود که طرف مقابلشان را عصباني کرده و به اختلافات دامن بزنند.
5.زن و شوهر قبل از بحث و جدال با خودشان خلوت کنند
زماني که زن و شوهر حس ميکنند که اگر بحثي را شروع کنند، باعث جدال آنها ميشود، بايد از هم فاصله گرفته و نفسي تازه کنند و يا در اتاق و يا حياط قدم بزنند. احساسات و افکار خود را در ذهن خود مرور کرده و يا حتي آنها را به کاغذ بياورند.
6.درصورت لزوم احساسات و تفکرات به صورت نامه در آورند و به هم بدهند
زوجها اگر نميتوانند احساسات و تفکرات خود را نسبت به فرد مقابلشان شفاهاً بگويند، آنها را به صورت نامه بنويسند؛ مثلا بگويند «من از تو چنين انتظاري داشتم و توقع من از شما اين نبود و يا از دست شما ناراحت شدم»
7.با جدال مشکلات و سوءتفاهمات از بين نميرود
با جدال و جر و بحث هيچ وقت مشکلي حل نميشود، زيرا در اين مواقع افراد بيشتر تحت هيجانات و احساساتشان قرار گرفته و نميتوانند افکار خود را متمرکز کنند.
البته عکسالعمل برخي از زوجها در زمان دعوا و جدال با هم متفاوت است که ميتوان اين افراد را به 3 دسته تقسيم کرد:
دسته اول: افرادي که احساسات و افکار خود را مطرح نميکنند. به اين افراد معمولاً انسانهاي خجالتي، کم رو گفته ميشود که جرات ابراز احساسات خود را نداشته و سعي ميکنند که چهره خوبي از خود نشان داده و ديگران را از خود راضي نگه دارند. در اين مواقع اين افراد فيلم بازي کرده و چهره واقعي خود را نشان نميدهند؛ اينگونه افراد شايد سالهاي سال از همسر خود متنفر بوده و هيچگاه ابراز نکرده و خودشان را خوب و خوشحال جلوه ميدهند. اينگونه افراد از خود راضي نبوده و احساسات منفي را در خود ميريزند که متاسفانه دچار افسردگي ميشوند.
دسته دوم: دستهاي ديگري از افراد در جامعه وجود دارندکه بسيار پرخاشگرند و زماني که کوچکترين موضوع منفي به ذهن آنها ميرسد به شدت عصباني ميشوند و به طرف مقابل حمله کرده و باعث تخريب او ميشوند. در اينگونه مواقع، آن صميمتي که بين زوجين است از بين ميرود.
دسته سوم: اين دسته از افراد که روانشناسان معتقد هستند که بايد همه، اينگونه رفتار کنند، اين است که اين افراد معمولا احساسات خود را با جرات، البته با حفظ احترام و شخصيت طرف مقابل، ابراز ميکنند؛ خيلي راحت و با صراحت افکار خود را بيرون ريخته تا به طرف مقابل برنخورد و اگر ناراحت شود، در خود به اين نتيجه ميرسد که به او توهين نشده است. مثلا ميتواند با مقدمه چيني بگويد «با اينکه من به تو علاقه دارم و دوستت دارم و شخصيت تو را ميپسندم، اما اين رفتاري که از خودت نشان دادي، مرا ناراحت کرد. شايد ايراد از من باشد که ناراحت ميشوم.» اينگونه رفتارها مانع خيلي از مسايل بعدي و پيامهاي منفي آن ميشود.
در نتيجه اگر زن و شوهري در جدال بيفتند و مدام با هم بحث و دعوا و مچگيري کرده و فقط اشتباهات يکديگر را به همديگر متذکر شوند و پاي اطرافيان را به جدال و بحث خود باز کنند قطعا رفتارهايشان نتيجه نميدهد و در نهايت سرانجامي نخواهد داشت.
http://www.bornanews.ir/Pages/News-79572.aspx
ما در خانه مان دکوراسيون به معناي متداول آن، فرشها و پرده هاي قيمتي، مبلمان و غيره نداريم.
متني که در ادامه مي آيد مصاحبه با همسر مکرمه مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي است که برگرفته از مجله محجوبه که نشريهاي خانوادگي، فرهنگي و اجتماعي ويژه بانوان به زبان انگليسي براي خارج از کشور است. اين مصاحبه در سال 1372 چاپ و منتشر شده و به وسيله خانم شيلا مالکي ديزجي به فارسي برگردانده شده است.
بنا برگزارش 598 اين مجله که توسط بنياد انديشه اسلامي وابسته به سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي منتشر ميشود در پي آن است که الگويي جامع از شخصيت و جايگاه زن ارائه دهد و با کجروي ها و برداشتهاي نادرست از مقام و منزلت زن مقابله کند و حقوق و تکاليف زنان در سالم سازي جامعه بشري و نظام حقوق اسلام در زمينه حقوق زن و خانواده معرفي و بيان نمايد.
ادامه مطلب...
مشکل پوشاک قاچاق و عمدتاً نا مناسب، مشکل فصلي نيست. زمستان ها هم به صورت شال و کلاه و پالتوهاي کوتاه تر از حد معمول شاهد عرض اندام قاچاقچيان در بازار بوده ايم. با اين وصف برخورد و جلوگيري از ورود آنها کي و کجا قرار است انجام شود؟
در سال گذشته 840 ميليارد ريال از کشفيات قاچاق صرفاً پوشاک بوده است. با توجه به اينکه معمولاً حجم کل قاچاق به درصد کشفيات را ده درصد در نظر مي گيرند، مي توان گفت که اين کشفيات تنها يک دهم ميزان پوشاک قاچاقي است که به کشور وارد مي شود.
ادامه مطلب...
بوقهاي پيدرپي و متعدد ماشين مدل بالايي که بيتوجه به ساعت ۱ بامداد، به صدا در ميآيد، اعصاب زن را متلاشي ميکند. هنوز مردد است و نميتواند به خود بقبولاند که تنها راه پيش رويش همين يک راه است و مابقي پلهاي پشت سرش خراب شده است. چند بار ديگر صداي تيز بوق ماشين در گوشهايش ميپيچد. سعي ميکند خود را پشت درختي مخفي کند تا سايه نحيفش کمتر جلب توجه کند. اما نه تنها اين کارش فايدهاي ندارد بلکه ماشين شاسي بلند ديگري هم به معرکه اضافه ميشود تا هم حق انتخاب به او دهد و هم او را بيشتر وسوسه کند.
زن تلاش ميکند بر ترديد خود غلبه کند و به گذشتهاش که عاقبت او را مجبور به انتخاب اين راه کرده است فکر نکند. اما چهره خمار پدرش و نگاههاي معنيدار برادرش و طعنههاي نيشدار مادرش و آرزوهاي طول و دراز خودش که فقط در روياهايش نقشي از واقعيت پيدا ميکرد مانند يک فيلم از مقابل چشمانش عبور ميکند و حلقه اشک را به ديدگانش مينشاند.
بوق مجدد ماشين او را به زمان حال بر ميگرداند. برق کينه در چشمان زن درخشيد. نفس عميقي کشيد تا قطره اشک حلقه شده در چشمش بر گونهاش سرازير نشودو آرايش غليظش را که با مواد آرايشي تاريخ مصرف گذشته انجام داده بود خراب نشود. با اينکه تا به حال با آرايش به خيابان ميآمد اما اين بار تا جايي که توانسته بود آرايشش را پررنگ کرده بود تا بيشتر جلب توجه کند. وقتي خواست اولين قدمش را از پشت درخت بيرون بگذارد و وارد خيابان شود، طبق عادت زير لب بسم الله گفت. با گفتن اين کلمه، لحظهاي رعشه به تمام وجودش افتاد. با خود فکر کرد واقعا راهي ديگر پيش رو ندارد؟ اما قار و قور شکمش او را از اوهام خارج ساخت. مطمئن شد که در دنياي واقعي در صورتي زنده ميماند که خودش را حراج کند وگرنه، نه جاي خوابي و نه لقمه ناني داشت که او را سر پا نگه دارد. از اينکه ناخودآگاه نام خدا را بر لبهايش جاري کرده بود خندهاش گرفت. انگار در اين لحظات خدا ميخواست به او بگويد که هنوز يک راه دارد، به او توکل کند. اما زن مدتها بود که خدا را فراموش کرده کرده بود. نه يک رکعت نماز ميخواند و نه يک روز روزه ميگرفت. با خدا قهر کرده بود و خودش هم ميدانست از وقتي اين کار را کرده نه تنها اوضاع زندگياش بهتر نشده بود که صد چندان هم خرابتر شده بود و اين کار آخرش آتشي بود که به تمام زندگياش ميزد. بر فقر و فلاکت و بدبختي اش لعنت فرستاد و با همان لبخند مضحکش اولين قدم را در خيابان گذاشت.....
*************
معضل اجتماعي تنفروشي که از آن به عنوان فحشا و اعمال منافي عفت ياد ميکنند، از دوران باستان وجود داشته است و کساني که در برابر پاداش مادي خواهشهاي جنسي افراد را برآورده ميکردند، روسپي ناميده ميشدند. در طول تاريخ "اروپا" به مرکز فساد بزرگ شبيه بود. پس از اواخر قرن ۱۸ اين پديده بيش از پيش در اروپا متداول شد. در اروپاي قديم به دليل اينکه زنان و دختران طبقه پايين جزو املاک ارباب(فئودال) به حساب ميآمدند و اجازه ازدواج نداشتند، رفتارهاي خارج از چهارچوب خانواده در بين آنها رواج داشت.
درايران نيز به دلايل آسيبهاي مختلف اجتماعي که زنان با آن دست و پنجه نرم ميکنند، اين پديده از دير باز وجود داشته است و امروز نيز وجود دارد. هر چند اين عمل امروز در کشور ما جرم محسوب ميشود، اما برخي از جامعه شناسان و تحليلگران اجتماعي اين پديده را در زمره آسيبهاي اجتماعي معرفي مينمايند و خواهان آسيب شناسي جدي آن هستند.
در حال حاضر و بر اساس تحقيقات ميداني در دانشگاهها، فاحشه گري در ايران به طرق مختلفي انجام ميشود. از نظر بيماريهاي آميزشي پرخطرترين فواحش، زنان ولگرد و خياباني اند که در مسافر خانهها و مکانهاي ديگر ساکن هستند. همچنين زنان معتاد و الکلي گاهي براي تامين هزينه اعتياد به اين کار مبادرت ميکنند. برخي از فواحش پير با سازماندهي گروههايي به صورت سيستماتيک اقدام به اين امر ميکنند آنها با شناسايي و جذب دختران فراري به خانههاي فساد، آنها را در اختيار مردان ثروتمند قرار ميدهند. همچنين دستههايي وجود دارند که با در اختيار گرفتن دختران جوان و ايجاد ارتباط با مردان ثروتمند اقدام به اخاذي از آنها ميکنند
دلايلي چون فقر، اعتياد، ازدواج اجباري، بيکاري، زياده خواهي و تنوعطلبي مردان، وجود فضاي ياس و نااميدي بين برخي جوانان و عدم وجود امکانات براي ازدواج و تشکيل خانواده، ازدواج مجدد مردان، همه و همه جزء عواملي هستند که در رواج فحشا در جامع موثرند.
آنچه مسلم است، مهمترين عامل بروز فحشا فقر و ناتواني زنان در تامين مايحتاج اوليه زندگي شان است. طلاق و نابسامانيهاي خانوادگي، زندگي در محلات جرمخيز، افزايش حاشيه نشيني و مهاجرت، بيسوادي و ناآگاهي از جمله عوامل افزايش پديده فحشا است و برخي زنان به دليل پايين بودن سطح آگاهي و عدم تکوين شخصيت و تلقينپذيري در اين زمينه آسيبپذيرتر هستند.
با وجود قبح اين عمل در جامعه و پنهانکاري اين زنان، امکان آمارگيري دقيق در زمينه فحشا وجود ندارد و به نظر ميرسد مسئولين نيز تا کنون تمايلي به جمعآوري و ارائه آمار در اين زمينه نداشتهاند و اين مساله پنهان بودن فحشا و نبودن آمار صحيح و قابل استناد ميتواند مشکلات بسياري را براي بنيان خانوادهها و عفاف جامعه ايجاد کند.
http://www.wafa.ir/ejtemaee/asib_ejtemaee/5996.html
بر اساس قواعد بين المللي جمعيت يکي از شاخص هاي مهم امنيت ملي است و لازم است بررسي برخي مسائل که در حوزه جمعيتي به وجود مي آيد با نگاه دقيق و حساس تري مورد چاره جويي قرار گيرد.
به گزارش سرويس زنان جهان؛ بررسي وضعيت باروري در هر کشور از مسائل بسيار مهمي است که صرف نظر از رويکردهاي اجتماعي، اقتصادي با نگاه امنيت ملي هم به آن توجه مي شود.
پيرامون همين موضوع در يکي از اظهار نظرهاي داخلي که يکي دو سال قبل روي تلکس هاي خبري رفت دکتر آخوندي، رييس پژوهشگاه فناوري هاي نوين علوم زيستي جهاددانشگاهي ابن سينا گفته بود: طبق گزارشهاي سازمان بهداشت جهاني بيش از ۸۰ ميليون زوج نابارور در جهان وجود دارند.
وي در ادامه افزوده بود: کشورما در درمان ناباروري نسبت به ساير کشور پيشتاز است ولي ضعف کشورما تحقيقات اوليه در خصوص وضعيت باروري زوجين است.
رييس پژوهشگاه ابن سينا تصريح کرده بود: نتايج مطالعات مختلفي که تاکنون در ايران انجام شده است، شيوع باروري را از ۱۰ تا ۲۴ درصد ذکر کردهاند. نهادها و سازمانهاي بينالمللي هم در خصوص شيوع ناباروري در ايران با ابهام روبرو هستند که اين مساله باعث شده که جايگاه کشور ايران در سطح منطقهيي و جهاني از نظر باروري مشخص نبوده و تصميمگيريها و سياستگذاريها بر اساس تخمين و ميانگيني از مطالعات گذشته انجام ميشود که با انجام مطالعه و بررسي باروري در کشور، به بسياري از ابهامها و مشکلات پاسخ داده خواهد شد.
وي با اشاره به طرح بررسي باروري و اين که اين طرح زير نظر استاد دکتر کاظم محمد، متخصص آمار زيستي صورت ميپذيرد، افزود: در بررسيهاي قبلي شيوع ناباروري اوليه در ايران که در فاصله سالهاي ۸۴ - ۸۳ توسط دکتر کاظم محمد ــ عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهران ــ انتشار يافت، مشخص شد ۹/۲۴ درصد زوجهاي ايراني ناباروري اوليه را در طول زندگي مشترک خود تجربه ميکنند و ۴/۳ درصد آنها در هر برههاي از زمان داراي مشکل ناباروري اوليه هستند.
در حال حاضر که مدتي از بيان اين سخنان گذشته است همچنان جاي اين سئوال باقي است که اين طرح به کجا انجاميد و اگر نتايجي در پي داشته به چه صورتي از آن استفاده شده است؟
در ادامه طرح موضوع قبلي توجه به سخنان دبير انجمن ناباروري ايران هم ضروريست.
خبرگزاري مهر اسفند89 در گزارشي به نقل از دکتر محمدرضا نوروزي دبير انجمن علمي باروري و ناباروري ايران آورده است: بررسي ها نشان ميدهد در حال حاضر حدود ۳ ميليون نفر از زوجهاي کشور از مشکلات ناباروري رنج ميبرند و سالانه نيز حدود ۱۵ درصد به جمعيت زوج هاي نابارور کشور اضافه ميشود. اين در حالي است که در سايه پيشرفتها و تلاشهاي متخصصين و دانشمندان ايراني، کشور ما در حال حاضر در رديف ۱۰ کشور برتر دنيا در درمان ناباروري است.
نوروزي در ادامه گفتگو افزود: متاسفانه با وجود تمامي امکانات، تجهيزات، دانش و تخصص چشمگير متخصصين ايراني هنوز نتوانستهايم از تمامي ظرفيتها براي درمان ناباروري به طور کامل استفاده کنيم چرا که بسياري از زوجها به دليل مسائل فرهنگي و يا مشکلات مالي به پزشکان معالج و مراکز درماني مراجعه نميکنند. به همين خاطر اميدواريم رسانهها با کمک کارشناسان و دستاندرکاران جامعه علمي پزشکي کشور در زمينه فرهنگ سازي براي مراجعه زوجهاي نابارور به مراکز درماني تلاش نمايند.
وي با بيان اينکه ناباروري يکي از ۵ علت اصلي طلاق در ميان زوجهاي جوان کشور است ، خاطر نشان کرد: متاسفانه بسياري از مشکلات روحي، رواني و افسردگي هاي زنان و مردان نابارور نيز ريشه در بيماري آنها دارد.
دبير انجمن علمي باروري و ناباروري ايران در ادامه ايجاد بانک ثبت اطلاعات اهداء را با تاکيد بر محرمانه بودن اطلاعات افراد بسيار ضروري خواند و تصريح کرد: با توجه به اينکه اطلاعات ژنتيکي در کشور ثبت نميشود و اين موضوع به عنوان يکي از ضعفهاي بزرگ در درمان ناباروري است توجه مسئولان براي ايجاد بانک اطلاعات ضروري است.
نايب رئيس شوراي عالي نظام پزشکي کشور در پايان خاطر نشان کرده بود: در حال حاضر بيش از ۹۰ درصد زوجهاي نابارور کشور ميتوانند با روشهاي درماني مختلف بچه دار شوند اما به دليل برخي مشکلات فرهنگي و اقتصادي و عدم حمايت بيمه ها از نعمت فرزند بي بهره ميمانند که يقينا مسئولان و دست اندرکاران مربوطه بايد در اين زمينه تصميمات جدي و مهم اتخاذ کنند تا زوجهاي جوان به خاطر ناتواني مالي با مسائل و مشکلات مختلف از جمله طلاق يا بيماريهاي روحي، رواني رو به رو نشوند.
اخباري که از قول برخي مسئولين در ابتداي مطلب مطرح شده مربوط به سالها قبل نيست بلکه موضوع به روزي است که همچنان حواشي بسياري دارد.
اما آنچه در جريان اين گفتگوها مورد تاکيد قرار گرفته است موضوع باروري و لزوم توجه به وضعيت آن در کشور است موضوعي که بسيار حائز اهميت بوده و اخبار آن با حساسيت زيادي از سوي آحاد مردم دنبال مي شود لذا ضرورت دارد با رويکرد شفاف تري بدان پرداخته شود و پيرامون آن برنامه ريزي هاي جامعي صورت گيرد.
اما سئوال هايي که در همين زمينه باقي مي ماند اين است که : وضعيت باروري در کشور چگونه است؟
آيا از نظر باروري ايران در وضعيت مطلوبي قرار دارد؟
اگر در وضعيت نامطلوبي قرار دارد مشکل چيست؟
آيا اگر مسئله اي هست لازم است در زمينه حل آن با مردم گفتگو کرد؟
و..سئوالات بسيار ديگر که به دليل اطلاع رساني قطره چکاني در ابتداي راه مانده است روش پاسخگويي نامناسبي که اگر ادامه يابد به نتايج مثبتي نخواهد رسيد.
