نقد داستان پستچی
خلاصه:
داستان، ماجرای زندگی خود خانم یثربی است که در 14 سالگی عاشق پستچی محل شد، در 18 سالگی، زمانی که چیستا خبرنگاری و روزنامهنگاری میکرد، علی را که از جنگ برگشته بود دوباره دید، و زمانی که برای رسیدن به هم نزدیک شده بودند، علی به خواست "حاجی" به بوسنی رفت که آن زمان صربها و مسلمانان در آن درگیر جنگ بودند، اما پیش از آن، در پادگان نظامی به هم محرم شدندو...
داستان یک قلم قوی دارد با کشش فوق العاده بالا. ولی اصولا هرچیزی را با کاغذ عشق کادو کنی جذاب میشود. حتی یک داستان ضد جنگ را.
پستچی یک داستان ضد جنگ است در تمام ابعاد. نویسنده علت اصلی عدم وصال معشوقش را جنگ های پیاپی میداند. البته به نظرم سوالی که باید از ایشان پرسید این است که چرا حالا که علیِ چهل و هفت ساله هنوز خاستگار پر و پا قرص شماست با او ازدواج نمیکنید؟ مشکل جنگ نیست بلکه تفاوت عقاید و افکار این دو نفر است. همانطور که خود نویسنده در مصاحبه هایش گفته است که من و او هر دو رشد کردیم اما در دو حیطه ی متفاوت.
خانم یثربی در داستانشان تمام زوایای وقایع و حتی شخصیت ها را بازگو نکرده اند. در داستان طوری به نظر میرسد که علی یک موجود قوی ولی در عین حال مهربان و ساده است و به خاطر همین رقت قلب حاجی(که نماد یک فرمانده سپاه است)همیشه او را با ترفندهای مختلف به جبهه میکشاند. در صورتی که در مصاحبه هایی که نویسنده بعدا انجام داده بیشتر و واقعی تر از شخصیت علی گفته و اینکه او یک انسانِ مذهبی،متعصب و به معنای حقیقی کلمه بسیجی و محافظ انقلاب است. که حتی با کار کردن او در بیرون از منزل مخالف است. یک چریک تمام عیار و از شاگردان شهید چمران.
به نظر من خانم یثربی یک انسان فوق العاده احساساتی و هیجانی و البته(هرچند ظاهرش خیلی نشان نمیدهد)مذهبی است. و علتِ این موضع گیری ها در برابر جنگ و جهاد بیشتر جوِ غالب میان هنرمندان است ست.
و یک حرف خواهرانه دارم با ایشان: واقعا بزرگترین ظلم به زنان این نیست که جلوی به ظاهر پیشرفتشان در جامعه گرفته شده،چه اینکه اگر زنی پا به پای مردان از صبح تا شب بدود و از زنانگی اش فاصله بگیرد فضیلتی برای او محسوب نمیشود. زن معمار روح مرد است و مرد معمار تاریخ.
چشمانمان را باز کنیم،بزرگترین ظلم به زن را مدرنیته میکند که مظهر جمال خدا را در حد یک دستمال کاغذی مچاله شده در دست مردانِ هیز و چشم چران پایین آورده.
بهتر نیست شما هم لذت بانوی خانه بودن را از خود دریغ نکنید و کدبانوی خانه ی عشقتان بشوید؟
